|
دیشب دفتر خاطراتمونو ورق می زدم چه زیبا بود باز دوباره حسرت اون روزای خوب رو می خوردم كه چه عاشقانه با هم بودیم ساده و دوست داشتنی طوری كه همه حسرتمون رو می خوردند نمیدونم اشكال كجا بود تقصیر كی بود ولی حالاتو پیشم نیستی من در این روزها انتظارت رو میكشم انتظار اینكه بدونم حالت چطوره ولی افسوس كه نمیدونم و از تو هیچ خبری ندارم تو رفتی با دیگری رفتی منو شكستی و رفتی و من موندم با قلبی مملو از عشق تو ولی قلبم شكسته
به عاشقی اندیشیدم : از یک عاشق شکست خورده پرسیدم: بزرگ ترین اشتباه؟ گفت عاشق شدن گفتم بزرگ ترین شکست؟ گفت شکست عشق گفتم بزرگترین درد؟ گفت از چشم معشوق افتادن گفتم بزرگترین غصه؟ گفت یک روز چشم های معشوق رو ندیدن گفتم بزرگترین ماتم؟ گفت در عزای معشوق نشستن گفتم قشنگ ترین عشق؟ گفت شیرین و فرهاد گفتم زیبا ترین لحظه؟ گفت در کنار معشوق بودن گفتم بزرگترین رویا؟ گفت به معشوق رسیدن پرسیدم بزرگترین ارزوت؟ اشک تو چشماش حلقه زدو با نگاهی سرد گفت: ( مرگ)
آسمون اشکاتو بریز چشمای من نمیتونه بباره آسمون غرش کن من نمیتونم فریاد بزنم به جای من این سکوت تنهایی را بشکن دل کوچیکم تنهای تنها شده زیر بارون به یاد یار گریه میکنم
رفیق من سنگ صبور غمهام هیچکی نمیفهمه چه حالی دارم مجنونمو دلزده از لیلیا نمونده از جوونیام نشونی تنهای بی سنگ صبور توی شبات ستاره نیست موندی و راه چاره نیست اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش توی شبات ستاره نیست صدای سازم همه جا پر شده اما خودم پر شدم از گلایه سایه ای که خالی از عشقو امید تنهای بی سنگ صبور توی شبات ستاره نیست اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش توی شبات ستاره نیست موندی و راه چاره نیست خیلی دلم گرفته از خیلیاااااااااا
عشق نمی پرسه تو کی هستی؟ عشق فقط میگه: تو ماله منی .
میونه خواب و بیداری تو رو میدیدم انگاری
|
|